هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
182
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
شيرينترين دو پيروزى باشد . ولى آن حضرت از مداراى آنان با مسلمانان ، هر چقدر هم كه با ايشان خوشرفتارى و نيكى شود ، نااميد شده بود . ( 1 ) اگر امروز از ايشان درمىگذشت ، آنان به زودى همان نقشى را بازى مىكردند كه ديروز ، هنگامى كه به دشمنان وى پيوستند ايفا كردند . همچنانكه مطمئن بود سعد در برابر مصالح اسلام با هيچ كس مدارا و دوستى نميكند . و از بداخترى بنى قريظه آنان سرور همپيمانان خود را برگزيدند كه ميان ايشان و پيامبر ( ص ) داور باشد . همان كسى كه در گذشتهء نزديك بنزدشان آمد ، همپيمانى و همكارى خود را با ايشان در طى دهها سال يادآور شده ، ايشان را از سرانجام خيانت و شكستن عهدشان با پيامبر ترسانده بود و به آنان نصيحت كرده بود كه با گروههاى مشركان همكارى نكنند و بيطرف بمانند . در حالى كه پيمان ايشان و پيامبر بر همكارى متقابل بنفع طرفين تصريح داشت . ولى آنان با زشتترين كلمات با وى مقابله نموده بودند . از سعد كه رفتارهايش در بدر و احد و خندق و ديگر غزوات به اخلاص و استحكام او در راه حق گواهى ميداد انتظار نمىرفت دربارهء آنان جز بر اساس حكم خداوند داورى كند . بخصوص پس از مراحلى كه با آنان گذرانده و اعتقاد داشت بقاى آنان اسلام را به شدت تهديد مىكند . ( 2 ) در روايت ابن اسحاق آمده است كه او به يهوديان توجه نمود و گفت : عهد خداوند و ميثاق او بر شما باد كه حكم همانست كه من دربارهء شما مىكنم . گفتند : آرى . آنگاه روى خود را به طرف ديگر كه پيامبر در آن سو بود نمود و همان سخن را بيان كرد و پيامبر به وى پاسخ داد كه : آرى . آنگاه سعد گفت : من دربارهء ايشان به كشتن مردان و اسارت زنان و كودكان و تقسيم اموالشان ميان مسلمانان حكم مىكنم . آنچنان كه در كتابهاى سيره آمده است پيامبر فرمود : تو دربارهء آنان به حكم خداوند از فراز هفت آسمان حكم كردى . ( 3 ) ابن هشام در سيرهء خود مىگويد : آنچه آنان را به گردن نهادن به حكم